على ربانى گلپايگانى

271

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قابل تطبيق نيست ، چون تعداد آنان كم‌تر از دوازده است ، بر زمامداران اموى نيز تطبيق نمىكند ، زيرا علاوه بر اين‌كه بيش‌تر از دوازده نفر مىباشند ، جز عمر بن عبد العزيز ، ستم پيشه بوده‌اند . به همين دليل حديث جابر برحكام عباسى نيز قابل انطباق نيست . بنابراين ، بايد حديث را برامامان دوازده‌گانه اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منطبق كرد ، زيرا آنان داناترين ، پرهيزگارترين و گرامىترين افراد نزد خداوند بوده‌اند و علوم آنان از طريق وراثت و علم لدنى به جدشان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله منتهى مىگردد . حديث ثقلين و احاديث ديگرى كه در اين كتاب و غير آن ذكر شده است ، اين مطلب را تأييد مىكند . « 1 » 4 . فضل بن روزبهان اشعرى پس از اشاره به اين‌كه احاديث مربوط به دوازده خليفه از نظر سند صحيح و ثابت است گفته است تطبيق آن بر ائمّه‌ى دوازده‌گانه اهل بيت عليهم السّلام از نظر خلافت در علم و معرفت و روشنگرى حجت الهى و قيام به اتمام منصب نبوت ( در زمينه‌ى تبيين دين و هدايت مردم ) قابل قبول است ، ولى از نظر امامت و زعامت كلى و عمومى پذيرفته نيست ، زيرا تنها دو امام از آنها چنين امامتى را بالفعل دارا بودند ، و نمىتوان اين احاديث را بر امامت بالقوّه و بالاستحقاق حمل كرد ، زيرا ظاهر اين احاديث اين است كه خلفاى دوازده‌گانه به امر امامت قيام مىكنند ، و به واسطه‌ى قيام آنان به امر امامت ، دين برپا خواهد بود . « 2 » مقصود از اقامه‌ى دين و عزّت آن ، كه در احاديث دوازده خليفه آمده است ، اين

--> ( 1 ) . ينابيع المودة ، ص 446 ، بصيرتى ، قم . ( 2 ) . دلائل الصدق : 2 / 486 - 487 ، به نقل از كتاب ابطال الباطل فضل بن روزبهان .